خواجه محمد پارسا

مقدمة 25

شرح فصوص الحكم

آغاز شرح ، كليدى را كه بيانگر اساس افكار اصحاب وحدت وجود بوده است ، به عنوان مقدمه آورده است . معضلات كتاب را با بيانى روشن - همانند چراغى كه فراراه گمشدگان وادى طلب باشد - توضيح داده و در موارد مشابه از تكرار آن خوددارى كرده است . محلى از مشكلات كه محتاج ستر و پنهان گويى بوده ، آن مورد را به زبان و قلم شارح نخستين سپرده ، و در مواردى نيز عين آن جملات را به فارسى بيان كرده است . براى روشن شدن مواردى كه پارسا مستقيما از شرح شارح نخستين با حذف حشو و زوايد آورده است ، و نيز براى آسان شدن كار محققانى كه در مقام مقايسه و تطبيق شروح فصوص الحكم بر خواهند آمد ، مواردى را كه خواجه پارسا ، خواه با بيان « شيخ مؤيد گويد » و يا « قال الشارح الأول » يا بدون ذكر نام شارح نخستين آورده است ، به صورت جدولى ارائه داده مىشود « 84 » . هر چند خواجه پارسا خود معترض بسط كلام در حد شرح قيصرى و كاشانى است و اين گونه محققان را ، شايد به لحاظ اينكه مىخواهند اسرار هويدا بكنند به باد انتقاد مىگيرد ، ولى خود در بيان پاره اى از موارد نيازمند شروح مذكوره مىشود كه چند مورد از آن را بيان مىكنيم : قيصرى پارسا ( متن حاضر ) ص : 96 3 - 123 ص : 106 7 - 133

--> « 84 » اين جدول شامل تمام مواردى است كه خواجه پارسا ، عين جملات شرح جندي را با حذف حشو و زوايد جملات ، و يا با انتخاب جملاتى از يك قسمت از شرح جندي ، آورده است ، و الَّا اگر همه مواردى را كه پارسا از جندي يا از شارح مقدم متاثر بوده ، خواه فارسى يا عربى ، آورده شود ، خود فصل مفصل و جداگانه اى خواهد شد . اين گونه از تأثيرات در بيان انديشه‌هاى يك نحله در تمامى علماى آن مسلك در حدّ تام ديده مىشود ، چون هدف همه ، بيان يك امر است ، و تازه اين بيان را بزرگان قوم ، سينه به سينه از استاد به شاگرد دريافت مىكنند و نيز به لحاظ صداقت و امانت در بيان مىكوشند تا جملات تغيير كمترى داشته باشد . يك حرف بيش نيست سخن عشق و وين عجب / از هر دهان كه مىشنوم نامكرر است . ( رك : صفحات پنجاه و دو و پنجاه و سه پيش گفتار ) .